تبلیغات
. - امام زمان
.

بسم الله الرحمن الرحیم
الهم عجل الولیک الفرج و العافیه و النصر.....
یا صاحب الزمان! فردا روز جمعه است و روز تو.. فردا روز غریبی توست.. غریبی ای که یادش در های و هوی کوچه و خیابان های رنگین شهر گم می شود.. خدایا چرخ گردون فلک چه بزرگ استادی ست، که زمانه ی علی را دوباره برای ما که نهج البلاغه علی را فراموش کرده ایم تکرار میکند و چهره طلهه ها و ابوبکر ها و عثمان ها و عمروعاص ها را به ما نشان میدهد. جنگ صفین و قرآن به نیزه کردن ها و غریبی و تنهایی عدلی را به ما نشان میدهد ولی هیهات که برخی مصداق آیه ی با مضمون " کران و کورانند" می شوند و  بین حق و باطل ، باطل را حق می پندارند و به سویش میروند.
آقا جان شنیده ام در زمانه ی جدت حسین این علی مردم کوفه به ایشان پیغام دادند که از دست ظلم زمامداران و دست درازی آنان در بیت المال از حسین یاری خواستند ولی چون حسین نزدیک کوفه شد مردم کوفه فریب زمامداران و قدرتمندان را خوردند و حسین را باطل پنداشتند و صدای کیست مرا یاری کند حسین را لبیک نگفتند!
مولا ی من در زمانه ما نیز خود میبینی که جنگ صفینی به پاست و این بار بجای قرآن شال های سبز حسین را به نیزه کرده اند، در آن صفین مردم مالک علی را تنها گذاشتند و گفتند که چون قرآن به نیزه دارند حق با آنان است و ما را قدرت جنگ با آنان نیست و در این صفین نیز مردم میگویند او سید است و شال حسین به دوش دارد و باز مالک اشترعلی را تنها گذاشته اند.. این گروه مردم بین حق و باطل ف باطل را با چشمان بسته گزیده اند و چه بسیار دشوار است تشخیص حق از باطل و انخاب حق که  مرد عدالت  چه زیبا سخن گفت که فاصله حق و باطل چهار انگشت است.
مردم کوفه حسین را به یاری خواستند مردم ما نیز چندین سال آرزو می کردند که کسی بیاید و دست قدرتمندان و دست درازان در بیت المال را کوتاه کند و چون مردی از قبیله عشق تو  دعوت مردم یاری خواه را لبیک گفت برخی به او پشت کردند و حتی او را متحم و او را دروغ گو خواندند.
یا صاحب الزمان به چشم خود صفین و ابوبکر و عثمان و باطلانی که مردم به اشتباه آنها را حق می پنداشتند را دیدم  ولی من تاریخ را خوب بلد بودم و آگاهانه  به مردم شهری که حسین ندای یاری آنها را لبیک گفت ولی آنها حسین را در جنگ نا برابر تنها گذاشتند نپیوستم. آقا جان مالک اشتر زمانه ما هر جا رفت بعد از ذکر خدا یاد تو کرد و برای سلامتی و نزدیکی فرجت دعا کرد.. در سالروز شهادت مادر مظلومه ات زهرا (س) گریست در حالیکه که ابوبکر و عثمان زمان در جشن و پی بی راهه بودند! مهدی فاطمه به دعای فرجی که مالک اشتر ما در کشوری با حکومت ظالم و بین حاکمان تمام ممالک دنیا خواند، به دعاهای فرجی که برای تو خواند و برخی او را برای این کار به سخره گرفتند سوگندت میدهم که فردا با مدد غیبیت کسی را پیروز و سربلند از این انخاب بیرون بیاور که هر جا که رفت پرچم نام تو را نیز با خود برد و قبل از سخنش آنرا علم کرد و زیر پرچم نام تو لب به سخن گشود .
خداوند آگاه است که در دل چه پیمانی با تو و خدایمان بسته ام. باشد که به مدد تو هم زمان با شب ولادت مادر بزرگوارت فاطمه زهرا (س) و انتخاب مجدد محمد احمدی نژاد عزیزمان جشن بگیریم و نام تو را در کوچه های خاموش شهر فریاد بزنیم.
 السلام علکیم و رحمه الله و برکاته

خداوندا هر چه خطا کردم در این چند روز به رحمانیت و رحیم بودنت ببخش و هرچه در راه عدالت نگاشتم را قربه الی خویشت گردان. آمین یا رب العالمین
بنده نا چیز تو غریبه!




طبقه بندی: سیاسی، 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 خرداد 1388 توسط غریبه
درباره وبلاگ

جستجو


آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسنده

موضوعات

نظر سنجی

پیوند ها

صفحات جانبی

پیوندهای روزانه

آمار سایت